جمال الدين محمد الخوانساري
63
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
نمىبود باز آن عمل را بقصد قربت ميكرد ، وگاه باشد كه چنين عملي في الجملة مقبول باشد ونفعي داشته باشد هر چند نيت خالص بهتر از آن باشد نه اين كه بالكلية باطل باشد پس « أنفع » كه افعل تفضيل است وظاهر در حصول نفعي في الجملة در مفضل عليه نيز باشد ، بر ظاهر خود محمول مىتواند بود ، وبر تقديرى كه عمل غير خالص أصلا نفعي نداشته ممكنست كه در استعمال افعل تفضيل مجازى شده باشد ومراد مجرّد اين باشد كه بعضي نيتها باشد كه ترجيح داشته باشد بر بعضي عملها ، باعتبار اين كه آن نيت نافع باشد وآن عمل را نفعي نباشد ، واستعمال افعل تفضيل بر اين نحو نيز بسيارست مثل قوله تعالى كه فرموده : قول معروف ومغفرة خير من صدقة يتبعها اذى ، سخن نيكوئى يعنى ردّ سائل بسخن نيكو وزبان خوش ومغفرتى يعنى در گذشتن از ابرام والحاح سائل ودرشتى نكردن در برابر آن يا رسيدن بمغفرت حق تعالى بسبب آن زبان خوش ، يا مغفرت ودر گذشتن سائل از تقصير أو بسبب آن زبان خوش بهترست از صدقه دادنى كه در پى آن باشد اذيت رسانيدنى ، پس فرمودهاند كه ردّ سائل بنيكوئى بهترست از صدقه دادنى كه با اذيّت رسانيدنى باشد بدرشتى كردن با أو يا غير آن ، با آنكه صدقه دادن با اذيت حرام است وخيريتى ندارد . 5298 ربّ صلف أورث تلفا . بسا صلفى كه ميراث گذارد تلفى را ، يعنى سبب آن شود واز عقب خود آورد آنرا ، وظاهر اينست كه مراد به « صلف » در اينجا بخل كردن وكمي احسان است يا وعده كردن بآن ووفا ننمودن يعنى بسيارست كه اين معنى سبب تلف مال مىگردد . 5299 ربّ سلف عاد خلفا . بسا سلفى يعنى پيش فرستاده شدهء كه بر گردد خلفي ، يعنى از عقب گذاشته شدهء